الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
227
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
اين واژه در سبكسرى و ناآرامى نفس كه نتيجه كمبود عقل و خرد است در كارهاى دنيوى و اخروى هر دو به كار مىرود . پس گفته شده ( سَفِهَ نَفْسَهُ - 130 / بقره ) ( جانش را بى خرد كرد ) اصلش - سَفِهَتْ نفسه يعنى جانش بى خرد شده است كه فعل - سفه - از فاعل كه نفس است برگشته ، مثل بطر معيشته : يعنى زندگى خويش تباه و بيهوده كرد يا بيهوده و تباه شد . در بارهء سفاهت دنيايى ، آيه : ( وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ - 5 / نساء ) ( اموال خويش به كم خردان ندهيد ) . و در بارهء سفاهت اخروى مىگويد : ( وَ أَنَّهُ كانَ يَقُولُ سَفِيهُنا عَلَى اللَّهِ شَطَطاً - 4 / جنّ ) يعنى : ( به راستى كه كم خرد و سفيه ما ، در بارهء خداوند سخنان ناحق و بيهوده گفت ) و اين سفاهت در دين است ، و آيه ( أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ - 13 / بقره ) . تنبّه و آگاهى مىدهد كه كسانى كه مؤمنين را سفيه ناميدهاند ، خود كم خردان و سفيهانند . و بر اين معنى آيه : ( سَيَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاسِ ما وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كانُوا عَلَيْها - 142 / بقره ) يعنى : ( كم خردان از مردم ، خواهند گفت چه چيز آنها را از قبلهاى كه بر آن بودند تغيير داد ، بگو مغرب و مشرق از آن خداست ) . سقر : سقر : از - سَقَرَتْه الشّمسُ : خورشيد او را گداخت ، گرفته شده كه : صَقَرَتْه - هم گفته
--> ( تسفهت الرّيح الغصون ) ساخته شده يعنى باد شاخههاى درخت را بگونهاى حركت داد كه برگهايش ريخته شد و درخت را سبك كرد . و به گفته ازهرى ( رجل سافة و ساهف ) يعنى مردى كه به سختى تشنه كام است و ( سفه حلمه و رايه و نفسه ) يعنى عقل و راى و جان خويش را بى خرد و سبك گردانيد . ( تهذيب اللّغه - لسان العرب ج 13 - ) . ابن اثير مىنويسد - سفه فلان رايه - به كسى گفته مىشود كه بى اراده و ناپايدار باشد و نيز - سفيه - يعنى جاهل و - سفه الحقّ - سبك شمردن حقّ است - ( نهايه ج 2 ص 377 ) .